در زمینه عرضه گردشگری و عناصر آن محققان بسیاری اظهار نظر نموده‌اند.

پیرس[1] (1981): با دیدگاهی عرضه محورانه، گردشگری را شامل: جاذبه‌ها، حمل و نقل، اقامتگاه‌ها، تسهیلات پشتیبانی کننده (مانند: دفاتر خدمات سفر، خدمات بانکی، خدمات تفریحی، خرید، بیمه و ….) و زیرساخت‌ها در نظر گرفت.

بلانک [2](1989): با تمرکز بر گردشگری مردمی، حمل و نقل، ارتباطات، جاذبه‌ها، خدمات و دیگر عناصر مشابه را در زمره عناصر سمت عرضه در نظر می‌گیرد.

گان (1993) :عرضه گردشگری را شامل همه برنامه‌ها و کاربری‌های زمینی می‌داند که برای ورود بازدیدکنندگان طراحی و مدیریت شده‌اند. این برنامه‌ها و کاربری‌ها تحت کنترل هر سه بخش: بنگاه‌های اقتصادی خصوصی، سازمانهای غیر انتفاعی و دولت‌ها هستند. گان با مد نظر قرار دادن اهداف برنامه‌ریزی، سمت عرضه گردشگری را شامل پنج عنصر عمده جاذبه‌ها، خدمات، حمل و نقل، اطلاعات و تبلیغات پیشبردی می‌داند(گان، 1993 : 44-41).

 

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ضرغام (1375) :شش عامل ،جاذبه‌ها و فعالیت‌ها، تأسیسات اقامتی، سایر تسهیلات و خدمات جهانگردی، حمل و نقل، سایر زیر ساخت‌ها و عناصر نهادی را به عنوان عوامل عرضه برشمردند. این عوامل هر یک دارای اجزا یا عناصری می باشد که به تبیین زیر اظهار شده می باشد(ضرغام، 1375: 51).

ـ جاذبه‌ها و فعالیت‌ها: طبیعی، فرهنگی، انواع ویژه

ـ تأسیسات اقامتی: هتل، متل، مهمانپذیر، هتل آپارتمان و ….

ـ سایر : عملیات سفر و گردش، تأسیسات پذیرایی، مراکز خرید، بانک‌ها و صرافی‌ها، تسهیلات و خدمات درمانی، تسهیلات و خدمات پستی.

ـ حمل و نقل: هوایی، جاده‌ای، ریلی، آبی و …..

ـ سایر زیرساخت‌ها: آب و برق، دفع زباله، ارتباطات راه دور

ـ عناصر نهادی: ساختار سازمانی (در بخش دولتی و بخش خصوصی)، قوانین و مقررات مربوط به جهانگردی، برنامه‌ها و سازمان‌های تعلیم و تربیت، سرمایه مالی برای توسعه جاذبه‌ها، استراتژی بازاریابی و تبلیغات و هماهنگی تشکیلاتی تسهیلات سفر (ویزا، گمرک و ….)

ونهوف (2005): به گونه کلی اجزاء و عناصر عرضه را شامل جاذبه‌ها، خدمات ،تسهیلات و زیرساخت‌ها می‌داند او جاذبه‌ها را به سه دسته: طبیعی (آب و هوا، چشم‌انداز، حیات وحش و پوشش گیاهی، دریاچه‌ها و سواحل، کوهستان‌ها و غیره)، بشر ساخت (جاذبه‌های ساخته شده مانند: معماری، پارک‌ها، جاذبه‌های فرهنگی، مانند: موزه‌ها، تاریخ، فرهنگ عامه، مذهب، جاذبه‌های اجتماعی، مانند: شیوه زندگی، گروه‌های قومی، زبان) و جاذبه‌های مصنوع (پارک‌های موضوعی، پیست‌های اسکی، رویدادها، مراکز آب‌‌درمانی) تقسیم نمود (ونهوف، 2005 : 77 – 76).

2-9-1-2- تقاضای گردشگری

در زمینه تقاضای گردشگری تعاریف مختلفی هست. به گونه کلی تقاضای گردشگری عبارت می باشد از اندازه اشتیاق و نیازی که گردشگران با انگیزه‌های مختلف برای مصرف محصولات گردشگری در زمان و مکان مشخص از خود نشان می‌دهند و حاضرند پیش روی دسترسی به محصولات و منابع گردشگری هزینه کنند(فرزین، 1385 : 13).

شناسایی نیازها و ویژگی‌های بازار تقاضا، در تعیین سمت و سوی کیفیت عرضه گردشگری از اهمیت بسیار برخوردار می باشد .در مفاهیم بازاریابی گردشگری برای تعیین ویژگی‌ها و نیازهای بازار تقاضا در وهله اول بخش‌بندی بازار مطرح می گردد، بخش‌بندی بازار بر مبنای متغیرهای چندی شکل میگیرد. کاتلر متغیرهای زیر را به عنوان متغیرهای بخش‌بندی بازار تقاضای گردشگری برمی‌شمرد(کاتلر و دیگران، 2006 : 264).

v     جغرافیایی: شامل منطقه، اندازه شهر، تراکم جمعیت، آب و هوا

v     جمعیت شناختی: سن و جنس، اندازه خانوار، دوره عمر خانواده، درآمد، شغل، تحصیلات، مذهب، نژاد، ملیت

v     روانشناختی: سبک زندگی، شخصیت

v     رفتاری: اوقات مصرف (معمول، خاص)، مزایای مورد انتظار، اندازه مصرف، وضعیت وفاداری، مرحله آمادگی خریدار، توجه (عقیده) نسبت به محصول.

[1] Pearce

[2] Blank

متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد