همانگونه که معنی توسعه در طول زمان تغییر یافته، الگوها یا تئوری‌های بسیاری برای توسعه به وجودآمده می باشد آن چیز که مسلم می باشد توسعه مفهومی فراگیر دارد و به معنی رشد و پیشرفت همه جانبه و مشمول تغییرات می باشد. چهار تئوری اصلی توسعه از دیدگاه شارپلی عبارتند از:

1/ پارادایم مدرنیزم[1]: بعضی از شاخص‌ها مانند GNP یا درآمد سرانه، شاخص‌های اصلی توسعه محسوب می شوند. در این دوره، رشد اقتصادی به معنای توسعه در نظر گرفته می گردد. این باور وجود داشت که تمام کشورها و منطقه‌ها طی یک فرایند مشابه از توسعه نیافته به یک کشور یا منطقه توسعه یافته تبدیل می شوند و مسائلی مانند فقر و نابرابری اجتماعی به گونه خودکار با رشد اقتصادی برطرف می شوند.

2/ پارادایم عدم استقلال[2]: در اواخر دهه 1960 و دهه 1970 کشورهای فقیر جهان سوم قدم‌های کشورهای جهان اول را به سمت توسعه یافتگی طی کردند. در این شرایط تئوری وابستگی، گسترش پیدا نمود، که در آن اظهار می گردد که توسعه یک فرایند خطی نیست و اینکه، جمعیت فقیر با ادامه این شکل از توسعه به علت وابستگی اقتصادی بالا به جمعیت توسعه یافته همچنان در وضعیت توسعه نیافتگی باقی خواهند ماند. عقب ماندگی یا توسعه نیافتگی در بعضی کشورها به علت وابستگی به سایر کشورهای غنی یا استثمار آنها می باشد. سیستم گردشگری بین‌المللی از طرف بعضی از افراد به عنوان مظهر تئوری وابستگی تعبیر می گردد(شارپلی،2002).

3/ نئولیبراسیم[3]: تصریح به تمایل برنامه‌های بین‌المللی دارد که مستلزم بینش کشورها به اقتصادهای آزاد می‌باشد. این خود منجر به بدتر شدن شرایط محلی می گردد(همان).

4/ توسعه جایگزین[4]: در دهه 1980، توسعه جایگزین، ظهور پیدا کرده و به پارادایم غالب تبدیل گردید. این پارادایم بیانگر یک تغییر اساسی از تمرکز سنتی بر وسایل و ابزار به سمت مردم می باشد و در آن به ابتکارات و طرح‌های افراد بومی تأکید شده و پیش روی با سه تئوری قبلی قرار دارد که رشد اقتصادی را ترغیب می کند. این الگو رویکرد پایین به بالای توسعه را معرفی می کند که بر رضایت افراد از نیازهای اساسی تمرکز دارد(شارپلی،2006). در این دوره نگرانی مردم در مورد تخریب زیست محیطی ایجاد شده توسط رشد اقتصادی افسار گسیخته به اوج خود رسید و به ظهور و گسترش یک فلسفه جدید در ارتباط با توسعه یعنی توسعه پایدار – در اواخر دهه 1980، منجر گردید(شارپلی ،2008). این الگوی توسعه از تلاقی رشد اقتصادی و محیط زیست گرایی ریشه گرفته می باشد و معمولاً با اصطلاحاتی مانند:

رشد متوازن، توسعه بلند مدت و برابری و عدالت اجتماعی در ارتباط می باشد با گذشت زمان، مفاهیم مربوط به توسعه پایدار، از تأکید بر محیط زیست به سمت الگوهای جدیدتری با تأکید بیشتر بر مردم مانند، کاهش فقر، توانمند سازی، جامعه و عدالت اجتماعی گسترش پیدا نمود(اشلی[5]،2000).

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

[1] Modernisation Theory

[2] Dependency

[3] Economic Neo-Liberalism

[4] Alternative Development

[5] Ashely

متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود

لینک متن کامل پایان نامه فوق با فرمت ورد